خواندنی‌هایی درباره 105جایزه نوبل فیزیک/ حضور تنها دو زن در بین 193 برنده نوبل

 در دومین روز از فصل پر تب وتاب جوایز نوبل، امروز(سه‌شنبه) برندگان جایزه نوبل فیزیک 2012 معرفی شدند و به گمانه‌ زنی‌های زیادی که طی روزهای اخیر در مورد آن وجود داشت، پایان دادند.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، امسال صد و دهمین سال اهدای این جایزه بوده که بر اساس وصیت آلفرد نوبل، هر ساله بخشی از دارایی وی به شخص یا اشخاصی خواهد رسید که مهمترین کشف یا ابداع را در حوزه فیزیک انجام داده است.

سال گذشته این جایزه به سال پرلموتر، برایان اشمیت و آدام ریس برای ارائه شواهدی از شتاب در انبساط جهان رسید.

از 1901 تاکنون 105 جایزه در بخش فیزیک اهدا شده که سالهای 1916، 1931، 1934، 1940، 1941 و 1942 به دلایل مختلف از جمله مهم نبودن اکتشافات یا جنگهای جهانی اول و دوم نوبلی در این بخش اعطا نشد.

همچنین تاکنون 193 نفر برنده جایزه نوبل شده‌اند که از آنجایی که جان باردین دو مرتبه موفق به کسب آن شده، از این رو تعداد برندگان فردی 192 نفر است.

از این میان 47 نوبل به طور جداگانه، 29 جایزه به طور اشتراکی بین دو دانشمند و 29 مورد بین سه محقق اهدا شده است.

میانگین سنی برندگان نوبل فیزیک 54 سال بوده که بر اساس آمار لاورنس برگ با 25 سال سن جوانترین و ریموند دیویس جونیور با 88 سال پیرترین دریافت کنندگان این جایزه معرفی شده‌اند.

زنان در این حوزه تنها دو بار موفق به کسب جایزه شده‌اند که شامل ماری کوری در سال 1903 و ماریا ژئوپرت مایر در سال 1963 بوده‌اند. ماری کوری همچنین در سال 1911 موفق به کسب جایزه نوبل شیمی شد.

 


موضوعات مرتبط: فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : سه شنبه ۱۰ شهریور۱۳۹۴ | 14:8 | نویسنده : برنا |

در كتاب چار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند...

گریه، دل را آبیاری می كند

خنده، یعنی این كه دل ها زنده است...

زندگی، تركیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را

 

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/tanhaie.matalebeziba.ir.jpg


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : سه شنبه ۳ شهریور۱۳۹۴ | 23:7 | نویسنده : برنا |

چگونه مى توان میزان نبوغ آلبرت اینشتین را اندازه گرفت؟

از بسیارى از جهات این کار شدنى نیست. اگر به گذشته برگردیم و سده هاى متوالى را پشت سر بگذاریم با دانشمندان برجسته اى همچون جیمز کلرک ماکسول، لودویگ بولتسمان، چارلز داروین، لویى پاستور و آنتوان لاوازیه مواجه مى شویم، اما پیش از یافتن شخصى که دستاورد هاى علمى اش همانند ایساک نیوتن با اینشتین قابل مقایسه باشد باید راه درازى پیمود. قبل از نیوتن شاید نتوان شخص دیگرى را پیدا کرد.
اینشتین و نیوتن چنان هوشمند بودند که در سراسر جهان در حوزه پژوهشى خود و وراى آن کاملاً شناخته شده اند. نیوتن حسابان را ابداع کرد، قوانین مکانیک و حرکت را فرموله و نظریه گرانش جهانى را ارائه کرد. اینشتین مبنایى در آسمانخراش فیزیک نوین یعنى نسبیت خاص و مکانیک کوآنتوم را پى ریزى و نظریه جدید گرانش را ابداع کرد.
اما سواى این دستاورد هاى ویژه هر دوى این دانشمندان شیوه تفکر در علم را به طور اساسى تغییر دادند. هر دو جهان بینى ما را گسترش دادند. امروز ما از جهان «نیوتنى» و جهان «اینشتینى» سخن مى گوییم. جهان نیوتنى جهان مطلق ها است و جهان اینشتینى جهان نسبیت. در جهان نیوتن زمان بى وقفه در جریان است، زمان اکنون و همیشه با سرعت یکسانى جارى مى شود. علیت مطلقاً برقرار است، گویى که فرمان الهى است. بدون استثنا هر معلولى علتى دارد، با دانستن گذشته، آینده را مى توان به طور کامل پیشگویى کرد. در جهان اینشتین زمان مطلق نیست. سرعت جریان زمان به ناظر بستگى دارد. گذشته از این مطابق نظریه جدید مکانیک کوآنتوم که اینشتین به رغم شک و تردید هاى بعدى در تدوین آن نقش داشت، عدم قطعیت هاى ذاتى طبیعت در سطح زیراتمى مانع از آن مى شود که با دانستن گذشته، آینده را پیشگویى کنیم. احتمالات باید جانشین قطعیت ها شود.
هم اینشتین و هم نیوتن اصولاً فیزیکدان نظرى بوده اند. مثل هر فیزیکدان نظرى دیگر آنها هم مهم ترین پژوهش هاى خود را در اوج جوانى به انجام رساندند.
هر دوى آنها آزمایش هایى هم انجام دادند. نیوتن که بزرگترین آزمایشگر بود، کشفیات بزرگى داشته است، از جمله وى دریافت که نور سفید از اختلاط رنگ هاى مختلف حاصل مى شود. نیوتن ریاضیاتى را که احتیاج داشت، خود ابداع کرد. اینشتین البته چنین کارى نکرد، اما شهود درخشان وى او را به بررسى و اقتباس هندسه مبهم نااقلیدسى ریمان و گاوس رهنمون شد تا نظریه هندسى گرانش خود را بنیان نهد.
هر دو هنرمند بودند. هر دو خود را وقف سادگى، ظرافت و زیبایى ریاضى کردند. هر دو آنها ترجیح دادند که مثل هنرمندان در انزوا کار کنند. نیوتن هنگامى که روى طرح خاصى پژوهش مى کرد، ماه هاى متوالى را یکسره در انزوا به سر مى برد. اینشتین هیچ گاه دانشجوى تحصیلات تکمیلى نداشت و بسیار کم تدریس کرده است. هر دو تنها بودند. تنهایى نیوتن بیشتر بود. به نظر مى رسد که شاید وى عملاً روحیات ضداجتماعى داشته است و همانطور که ولتر در هنگام مرگش خاطرنشان کرد: «نیوتن طى عمر چنین طولانى خود هیچ گاه شور و عشقى از خود بروز نداده است؛ وى هیچ گاه به زنى نزدیک نشده بود.» نیوتن حتى طرحى را براى ابقاى تجرد خود ارائه کرده بود. وى نوشت: «راه تجرد این نیست که با نفس خود مبارزه کنیم، بلکه باید با انجام یک کار مطالعه و تعمق در سایر امور با چنین تفکراتى مقابله کرد.»
اینشتین در اواخر خود را با فعالیت هاى اجتماعى متعدد مشغول کرد، از جمله حمایت از انجمن حقوق بشر، ارائه سخنرانى هاى متعدد در سرتاسر جهان در مورد سیاست، فلسفه و آموزش و همکارى براى تاسیس دانشگاه یهودى اورشلیم. اینشتین طى زندگى خود روابط عاشقانه بسیارى داشته است. اما به نظر مى رسد که وى در شخصى ترین سطح زندگى همانند نیوتن منزوى و تنها بود. اینشتین در سال ۱۹۳۱ هنگامى که ۵۲ساله بود، مقاله اى منتشر ساخت و طى آن نوشت: «احساسات شدید من در مورد عدالت اجتماعى و مسئولیت اجتماعى همیشه به نحو عجیبى در تقابل با فقدان نیاز براى ارتباط مستقیم با انسان هاى دیگر و جوامع انسانى است. من حقیقتاً «مسافر تنها» هستم و هیچ گاه با تمام قلبم به کشورم، خانه ام، دوستانم و حتى خانواده درجه یک خودم تعلق نداشتم.»
هم اینشتین و هم نیوتن شدیداً حافظ استقلال خود بودند. هر دو به شدت انزواى خود را قدر مى دانستند.
ایساک نیوتن و آلبرت اینشتین میراث گرانبهایى براى ما بر جاى گذاشتند. نیوتن بر این تصور که بعضى حوزه هاى دانش دور از دسترس ذهن بشر است، تصورى که طى سده هاى متوالى در فرهنگ غرب ریشه دوانده بود، غلبه کرد.
بسیارى از متفکران پیش از نیوتن بر این باور بودند که بشر مجاز است فقط از آن چیزهاى سر درآورد که خداوند بر ما منت نهاده و کشف آنها را مجاز دانسته است. آدم  و حوا به این دلیل از بهشت رانده شدند که از میوه درخت معرفت، معرفت خداوند، خورده اند.
زئوس، پرمتئوس را با زنجیر به صخره اى در بند کشید؛ چرا که وى راز خدایان یعنى آتش را به بشر فانى ارزانى داشت. در کتاب بهشت گمشده (paradise lost) اثر جان میلتون آدم از رافائل فرشته در مورد مکانیک اجرام آسمانى مى  پرسد، رافائل مختصراً آدم را راهنمایى مى کند و سپس مى گوید: «معمار بزرگ در تصمیمى عاقلانه مابقى ماجرا را از انسان و فرشته مخفى نگاه داشته است.»
نیوتن در اثر ماندگار خود با نام اصول (principia,1687) بر همه این محدودیت ها غلبه کرد و ممنوعیت ها را کنار گذاشت. نیوتن در این اثر تمام پدیده هاى جهان فیزیکى شناخته شده از آونگ گرفته تا فنر، از ستاره هاى  دنباله دار تا مدار سیاره ها را با عبارت هاى دقیق ریاضى بررسى کرده است. پس از نیوتن تمایز بین جهان فیزیکى و فراطبیعى آشکارتر شده است. از آن پس جهان فیزیکى براى انسان قابل شناخت شد.
اینشتین در پذیره هاى شگفت انگیز و به ظاهر محال خود در نسبیت خاص نشان داد که حقایق بزرگ طبیعت را صرفاً با مشاهده هاى دقیق از جهان خارج نمى توان به دست آورد، بلکه دانشمندان گاهى اوقات باید فرضیه ها و سیستم هاى منطقى اى را در ذهن خود ابداع کنند که فقط با گذشت زمان مى توان آنها را آزمود. براى مثال همه ما از بدو تولد تجربه مى کنیم که زمان با سرعت یکنواختى جارى است، با این همه این باور حقیقت ندارد. فیزیک نوین حداقل به این درجه از پیشرفت رسیده است که طبیعت را وراى احساس و ادراک بشر فهمیده است و بدین ترتیب به ما مى آموزد که درک عقل سلیم ما از جهان هم ممکن است اشتباه باشد. اینشتین در میراث خود بر این تفکر چند قرنه که پژوهش هاى تجربى و آزمایش ها برترند، فائق آمد. اما وى با نظر مشهور نیوتن که گفت: «hypotheses non fingo» (از فرضیه پردازى بیزارم) نیز مخالف بود، چرا که منظور دانشمند انگلیسى آن بود که وى همانند ارسطو فیلسوف راحت طلبى نیست، بلکه نظریه هاى خود را بر حقیقت هاى قابل مشاهده بنا مى کند.
اینشتین در زندگینامه خود نوشتش اختلاف نظر خود را با نیوتن اینگونه توضیح مى دهد: «نیوتن، مى بخشید، شما تنها روشى را که از زمانه شما فقط براى انسان هاى با قدرت تفکر و خلاقیت بالا قابل درک بود، کشف کردید. مفهوم هایى که شما ابداع کردید، هنوز هم تفکر ما را در فیزیک  هدایت مى کند، اگرچه اکنون مى دانیم که این مفاهیم باید با مفاهیم دیگرى که پیش از این خارج از فضاى تجربه مستقیم قرار داشته است، جایگزین شود.»

اینشتین در مقدمه اى بر ویرایش سال ۱۹۳۱ کتاب اپتیک (opticks) نیوتن در مورد وى نوشت: «طبیعت در مقابل وى همچون کتابى گشوده بود... وى فردى بود که خصلت هاى یک آزمایشگر، نظریه پرداز، مکانیک و علاوه بر آنها هنرمند تشریح مفاهیم در وى جمع بود.» اگر نیوتن بتواند حقه اى سوار کند و سفر ممنوع زمانى را امکان پذیر ساخته و در آینده ظاهر شود، شاید چیزهایى مشابه همین را در مورد اینشتین بگوید.

منبع:هوپا


موضوعات مرتبط: فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : دوشنبه ۲ شهریور۱۳۹۴ | 21:25 | نویسنده : برنا |
 

دلـــت کـه گـرفــت ، 

ديگر مـنـتِ زميـــن را نــکـش !

راهِ آسمـان بـاز است ...

پر بکش !

او هميشه آغوشش باز است ، 

نگفته تو را مي خواند ..

 

موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ | 10:42 | نویسنده : برنا |
چهار نیروی شگفت انگیز در طبیعت

دانش آموزان خوب نهم تیزهوشان حتما مطالعه کنید

ذرات بنیادین عالم مانند پروتون، نوترون و الکترون برای ایفای نقش در جهان هستی و انجام کنش متقابل با یکدیگر از چهار قانون اساسی پیروی می‌کنند که مجموع آنها را قوانین چهارگانه طبیعت می‌نامیم. اگر جهان هستی را به یکی از زبان‌های بشری تشبیه کنیم، ذرات در حکم واژه‌ها و نیروها در نقش دستور زبان هستند. البته دستور زبان بسیار ساده ای که توانسته فقط با استفاده از چهار قاعده اصلی، کتابی با شکوه و زیبا بیافریند و عامل پیدایش موجودات هوشمندی شود که صفحات این کتاب را ورق بزنند، در مورد آن نیروها بیندیشند و از عهده توصیف کمی و کیفی آن بخوبی برآیند. شواهد محکمی در دست است که نشان می دهد منشا این چهار نیرو ابتدای خلقت، یک ابرنیروی واحد بوده که با افت شدید دما در نخستین لحظات پس از بیگ بنگ به چهار نیروی متفاوت شکسته شده و کنترل جهان هستی را به دست گرفته است. آشناترین و ملموس ترین عضو این خانواده، نیروی گرانش است. 

گرانش

گرانش، نیروی جاذبه ای است که میان همه ذرات دارای جرم وجود دارد. افتادن اجسام بر اثر نیروی گرانش میان تک تک ذرات کره زمین و همه ذرات جسم مورد نظر روی می دهد. متراکم شدن مواد پس از انفجار بزرگ و تشکیل کهکشان ها و همین طور تجمع گازها درون کهکشان ها برای تشکیل ستارگان، حاصل نیروی گرانش است. چرخش ماه به دور زمین و زمین به دور خورشید و خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری هم بدون وجود گرانش ممکن نیست. گرانش به حرکت اجرام آسمانی نظم و آهنگ می بخشد.

گرانش دو ویژگی منحصربه فرد دارد. نخست این که این نیرو همیشه جاذبه است. حتی دو ذره با بار الکتریکی یکسان هم یکدیگر را بر اثر گرانش جذب می کنند، ولی این نیرو به قدری ضعیف است که تاب مقاومت در برابر نیروی دافعه الکتریکی آن دو را ندارد. ویژگی دیگر گرانش دوربرد بودن آن است. در فواصل کیهانی که جرم ساختارها چشمگیر است، نیروی گرانش بخوبی اثر خود را آشکار می کند. فاصله میان کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا حدود 2.5 میلیون سال نوری است؛ ولی نیروی گرانش میان آنها، از این فاصله هم موثر است و این دو کهکشان با سرعت 300 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند و حدود 4.5 میلیارد سال دیگر به هم برخورد خواهند کرد.

اگرچه داستان کشف جاذبه فقط با افتادن یک سیب از درخت، افسانه ای بیش نیست ولی اگر در این افسانه، نیوتن اندکی باهوش تر بود و پس از کشف جاذبه این را هم از خود می پرسید که چرا سیب به درون زمین فرو نرفت؟ احتمالا امروز او را کاشف نیروی الکترومغناطیسی هم می دانستیم.



نیروی الکترومغناطیسی

این نیرو، اجزای ماده را کنار هم می نشاند. الکترون را در اتم مقید و با پیوند اتم ها به یکدیگر مولکول ها و ساختارهای بزرگ تر را تولید می کند. این نیرو مسئول همه تغییرات شیمیایی است و اساس کار آن یک جمله معروف است: «بارهای همنام یکدیگر را دفع و بارهای غیرهمنام همدیگر را جذب می کنند.» چرخش الکترون به دور پروتون برخلاف چرخش زمین به دور خورشید نمی تواند ناشی از نیروی جاذبه باشد، چراکه با جرم ناچیز الکترون و پروتون نیروی گرانش حاصل بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی است. بنابراین به نیرویی با سازوکاری متفاوت نیاز داریم. نیروی الکترومغناطیسی باعث می شود الکترون با بار منفی جذب بار مثبت هسته اتم شود و با چرخش به دور هسته، اتم های پایدار به وجود بیاورد. نیروی الکترومغناطیسی 1036 بار قوی تر از گرانش است؛ یعنی اگر بزرگی گرانش را به اندازه یک نخود تشبیه کنیم، بزرگی نیروی الکترومغناطیسی از کل عالم هستی بزرگ تر است. زمانی که یک براده آهن جذب آهن ربا می شود، یک مجموعه کوچک با تعداد محدودی الکترون و پروتون بر کل نیروی گرانش حاصل از برهم کنش همه ذرات براده آهن با همه ذرات کره زمین غلبه می کند. نیروی الکترومغناطیسی با ایجاد پیوند میان اتم ها و مولکول ها ماده را می سازد و به آن انسجام می بخشد و باعث می شود سیب پس از افتادن از درخت به درون زمین فرو نرود.

ولی اگر نیروی الکترومغناطیسی میان بارهای همنام باعث می شود آنها یکدیگر را دفع کنند چگونه ممکن است 92 پروتون با بار مثبت همراه 143 نوترون، درون هسته یک اتم تجمع کنند و اتمی مانند اورانیوم 235 را به وجود آورند؟ پاسخ به این پرسش، دانشمندان را به کشف نیروی سوم یعنی نیروی هسته ای قوی هدایت کرد.


نیروی هسته ای قوی

نیرویی که باعث پایداری هسته اتم می شود نیروی هسته ای قوی نام دارد. پسوند قوی، از شدت این نیرو نسبت به نیروی الکترومغناطیسی حکایت دارد. نیروی هسته ای قوی به قدری کوتاه برد است که حوزه تاثیر آن به درون هسته اتم محدود است و ما هیچ گاه نمی توانیم احساس مستقیم و درک ملموسی مانند آنچه از گرانش و الکترومغناطیس داریم از آن داشته باشیم. اگر یک متر را به ده میلیارد قسمت مساوی تقسیم کنیم، به فاصله ای می رسیم که می توانیم نیروی الکترومغناطیسی بین دو ذره باردار را احساس کنیم ولی برای احساس نیروی هسته ای قوی باید یک متر را ابتدا به یک میلیارد قسمت و سپس هر قسمت را به یک میلیون قسمت دیگر تقسیم کنیم.

پروتون و نوترون که خود از ذراتی کوچک تر به نام کوارک ساخته شده، تحت نفوذ این نیروی قوی قرار دارد. البته اگر یک نوترون پر انرژی وارد یک هسته سنگین مانند اورانیوم 235 شود نیروی الکترومغناطیسی بر نیروی هسته ای قوی چیره خواهد شد و با متلاشی شدن هسته، انرژی فراوانی آزاد می شود. این پدیده شکافت هسته ای نام دارد و در ساخت بمب اتم از همین قاعده ساده استفاده می شود. ولی نیروها لزوما دو ذره را به سمت یکدیگر نمی کشند. نیروی چهارم نیرویی است که نقش اصلی آن کمک به واپاشی عناصر، تبدیل آنها به عناصر دیگر و ایجاد اثر رادیواکتیویته است.

نیروی هسته ای ضعیف

این نیرو باعش واپاشی نوترون و پروتون و تبدیل آنها به یکدیگر است که در نتیجه به هسته یک عنصر به عنصر دیگر تبدیل می شود. این تبدیل عناصر، عامل اصلی پرتوزایی و تولید انرژی هسته ای است. نقش این نیرو در واکنش های هسته ای خورشید و تبدیل هیدروژن به هلیم بسیار حیاتی است. این نیرو 1011 مرتبه از نیروی الکترومغناطیسی ضعیف تر است و برد آن خیلی کوتاه تر از نیروی الکترومغناطیسی و با برد نیروی هسته ای قوی قابل مقایسه است.

اتحاد نیروها

اواسط قرن 19 میلادی کلارک ماکسول توانست نشان دهد نیروهای الکتریکی و مغناطیسی که تا آن زمان تصور می شد دو نیروی متفاوتند در واقع دو روی یک سکه به نام نیروی الکترومغناطیسی هستند. شاید خود ماکسول هم از درک جایگاه ویژه کشف شگفت انگیزش باخبر نبود، ولی زمانی که اواخر قرن 20 عبدالسلام و واینرگ نشان دادند نیروی الکترومغناطیسی و هسته ای ضعیف هم در انرژی های بالا به یک نیرو به نام الکتروضعیف تبدیل می شوند اوضاع دگرگون شد. ظاهرا همه نیروها در انرژی های بالا مانند آنچه بلافاصله پس از انفجار بزرگ وجود داشت با هم متحد می شوند. البته تلاش هایی که تاکنون برای اثبات اتحاد همه نیروها صورت گرفته هنوز به پاسخ قطعی منجر نشده است.

همکاری حیرت انگیز

هماهنگی نیروهای چهارگانه برای کنترل پدیده های عالم و ایجاد جهان کنونی بویژه برای ایجاد امکان حیات، حیرت انگیز و باورنکردنی است. بهترین نمونه برای نشان دادن این هماهنگی در فرآیند ایجاد انرژی در دل خورشید مشاهده می شود. این فرآیند پیچیده چنین آغاز می شود که نیروی جاذبه میان پروتون های خورشید، آنها را به هم نزدیک می کند. گاهی دو پروتون به قدری به هم نزدیک می شوند که بر اثر انرژی زیاد خود برای یک لحظه بر نیروی دافعه الکتریکی غلبه و به هم برخورد می کنند. در همین لحظه نیروی ضعیف، یکی از پروتون ها را به نوترون تبدیل می کند و در این هنگام نیروی قوی وارد عمل شده، پروتون و نوترون را به هم پیوند می دهد و اینجاست که هسته هلیم متولد می شود. بر اثر این پیوند، انرژی فراوانی ساطع می شود که به لطف نیروی الکترومغناطیسی به شکل تابش به زمین می رسد. حیات زمینی آهنگ مناسب سوختن خورشید را مدیون هماهنگی میان این نیروهاست. براستی این سازوکار باورنکردنی را باید حاصل اتفاقات و احتمالات دانست یا هنرنمایی یگانه وجودی هوشمند و مقتدر؟
 
منبع:hupaa.com

موضوعات مرتبط: فیزیک نهم دوره اول متوسط ، فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ | 20:53 | نویسنده : برنا |

                              مقدار

مقدار

y

یوکتو

001 000 000 000 000 000 000 000/0

 

10-24

z

زپتو

001 000 000 000 000 000 000/0

   یک تریلیاردم

10-21

a

آتو

001 000 000 000 000 000 /0

  یک تریلیونیم

10-18

f

فمتو

001 000 000 000 000 /0

  یک بیلیاردم

10-15

p

پیکو

001 000 000 000/0

 یک بیلینیوم

10-12

n

نانو

001 000 000 /0

 یک میلیاردوم

10-9

µ

میکرو

001 000 /0

  یک میلیونیوم

10-6

m

میلی

001 /0

  یک هزارم

10-3

c

سانتی

01/0

 یک صدم

10-2

d

دسی

1/0

 یک دهم

10-1

 

 

 

 

 

da

دکا

10

 ده

101 = 10

h

هکتو

100

  صد

102 = 100

k

کیلو

1000

هزار

103 = 1000

M

مگا

1000000

میلیون

106

G

گیگا

1000000000

 میلیارد

109

T

ترا

1000000000000

  بیلیون

1012

P

پتا

1000000000000000

  بیلیارد

1015

E

هگزا

1000000000000000000

  تریلیون

1018

Z

زتا

1000000000000000000000

   تریلیارد

1021

Y

یوتا

1000000000000000000000000

 

1024


موضوعات مرتبط: فیزک هفتم دوره اول متوسطه ، فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ | 20:45 | نویسنده : برنا |
آشنایی با هفت نظریه نوین و مشهورفیزیکی 

نظریه ریسمان
این نظریه احتمالا بهترین نامزد شناخته شده برای نظریه همه‌چیز است. همچنین بیشترین مطالعات نیز درباره این نظریه انجام شده است. بر اساس این نظریه، ذرات بنیادینی که ما مشاهده می‌کنیم در واقع اصلا ذره نیستند، بلکه ریسمان‌های کوچکی هستند که به دلیل کوچکی زیاد، از نظر ابزارهای علمی به شکل ذره دیده می‌شوند.

ریاضیات مربوط به نظریه ریسمان مبتنی بر ابعاد فضایی اضافه‌ای است که بشر نمی‌تواند آنها را مستقیما تجربه کند. اگرچه این نظریه خیلی افراطی به نظر می رسد، اما بسیاری از نظریه‌پردازها رویکرد ریسمان را بسیار ظریف و هوشمندانه یافته‌اند. بر همین اساس نسخه‌های فراوانی بر مبنای نظریه پایه ارائه شده که به‌نظر می‌رسد قادر به حل معماهای عالم باشند؛ با این وجود دو چالش مهم وجود دارد که این نظریه باید بر آنها غلبه کند.

نخست اینکه نظریه‌پردازان ریسمان باید تلاش کنند تا پیش‌بینی‌های جدیدی را که قابل آزمایش کردن باشد، ارائه دهند؛ در غیر این‌صورت نظریه ریسمان تنها در حد یک نظریه باقی خواهد ماند.

چالش دوم این است که نسخه‌های زیادی از نظریه ریسمان وجود دارد. هر کدام از این نسخه‌ها می‌تواند درست باشد و به سختی می‌توان تنها یکی از آنها را انتخاب کرد. برای حل این مشکل، برخی از فیزیکدانان، چارچوب کلی‌تر را که اِم.تئوری (M-Theory) نامیده می‌شود پیشنهاد می‌کنند که بسیاری از نسخه‌های نظریه‌های ریسمان را با یکدیگر متحد کند.

اما این نسخه هم مشکلات خود را دارد. بسته به اینکه شما چطور این نظریه را تنظیم کنید، نظریه ام می‌تواند 10 به توان 500 دنیا را توصیف کند. برخی از فیزیکدانان استدلال می‌کنند که این دلیلی بر وجود دنیاهای موازی است، اما برخی دیگر می‌گویند این مساله نشان‌دهنده آزمون ناپذیر بودن نظریه ریسمان است.

 

مثلث‌بندی دینامیکی سببی (CDT)
مثلث‌بندی دینامیکی سببی (Causal Dynamical Triangulations) در نگاه اول بسیار شبیه نظریه گرانش کوانتومی حلقوی به‌نظر می‌رسد. مشابه نظریه گرانش کوانتومی حلقوی که فضا را به قطعات‌های پایه تفکیک می‌کند، در نظریه CDT فرض می‌شود که ساختار فضا-زمان از اجزای پایه چهاربعدی به نام پنتاکرون (Pentachoron) تشکیل شده است.

پنتاکرون‌ها می‌توانند به یکدیگر بچسبند و یک جهان بزرگ مقیاس را به‌وجود آورند، جهانی که 3 بعد فضایی و یک بعد زمانی را مانند دنیای واقعی تولید می‌کند. اما یک اشکال بزرگ در این نظریه وجود دارد: نسخه فعلی نظریه CDT نمی‌تواند وجود ماده را توضیح دهد.

 

گرانش کوانتومی حلقوی (Loop Quantum Gravity)
اگرچه مانند نظریه ریسمان هنوز آزمایشی برای اثبات این نظریه نیز وجود ندارد، گرانش کوانتومی حلقوی تنها رقیب جدی نظریه ریسمان به شمار می‌رود.

ایده اصلی نظریه این است که فضا بر خلاف آنچه که ما معمولا فکر می‌کنیم پیوسته نیست، بلکه به قطعات کوچکی به اندازه 10 به توان منفی 35 متر تفکیک می‌شود. این قطعات توسط پیوندهایی به یکدیگر متصل شده و فضایی را که ما تجربه می‌کنیم شکل می‌دهند. هنگامی‌که این پیوندها به شکل گره درهم پیچیده می‌شوند، ذرات بنیادی را به‌وجود می‌آورند.

گرانش کوانتومی حلقوی یک سری پیشگویی‌های تجربی از اثرات دنیای واقعی را و تصوری را درباره لحظه تولد عالم فراهم می‌کند. اما طرفداران این نظریه هنوز باید تلاش کنند تا گرانش را به نظریه خود اضافه کنند. همچنین این نظریه همانند نظریه ریسمان، به یک آزمایش تجربی واقعی برای اثبات نیاز دارد.

 گرانش کوانتومی اینشتینی
ایده اصلی این نظریه توسط مارتین روتر از دانشگاه ماینز آلمان ارائه شده است. بخشی از مشکلی که برای متحد کردن گرانش و مکانیک کوانتومی وجود دارد، اتفاقی است که برای گرانش در مقیاس‌های کوچک رخ می‌دهد. هر قدر دو جسم به یکدیگر نزدیک‌تر شوند، جاذبه گرانشی بین آنها قوی‌تر می‌شود. اما این جاذبه بر خود آن نیز اثر می‌گذارد و در فواصل بسیار نزدیک، یک حلقه بازخوردی آغاز می‌شود. در نتیجه و بر اساس تئوری‌های مرسوم، نیرو باید به طرز بی‌معنایی افزایش یابد. این بدان معناست که یک جای تئوری‌های متداول فعلی غلط است.

با این وجود روتر راهی با ایجاد یک نقطه ثابت راهی برای حل این مشکل یافته‌است. این نقطه ثابت فاصله‌ای است که به ازای فواصل کمتر از آن، جاذبه دیگر افزایش نمی‌یابد. حاصل کار یک نظریه گرانشی کوانتومی است.

گرافیته کوانتومی (Quantum Graphity)
تمام نظریات قبلی فرض می‌کنند که فضا و زمان وجود دارد، سپس تلاش می‌کند تا بقیه جهان را بنا کنند. اما گرافیته کوانتومی که زاییده افکار فوتینی مارکوپولو، فیزیکدان انستیتو فیزیک تئوری واترلوی کانادا و همکارانش است، تلاش می‌کند تا این را روند را تغییر دهد.

مارکوپولو می‌گوید: «هنگامی‌که جهان در مهبانگ شکل گرفت، آنچه که ما آن را به عنوان فضا می‌شناسیم وجود نداشت. در عوض یک شبکه انتزاعی از نقاط فضا وجود داشت که در آن، هر نقطه به سایر نقاط متصل بود. اما خیلی زود پس از مهبانگ، این شبکه متلاشی شد و برخی از این نقاط از یکدیگر جدا شدند و جهان بزرگی را که ما امروزه می‌بینیم به‌وجود آوردند.

E8
در سال 2007 / 1386 فیزیکدانی به نام گرت لیزی نظریه‌ای را ارائه کرد که به عنوان نامزدی جدی برای نظریه همه‌چیز توانست تیتر روزنامه‌ها را به خود اختصاص دهد.

ماجرا با انتشار مقاله‌ای از سوی لیزی درباره E8، یک الگوی ریاضی پیچیده هشت بعدی با 248 نقطه آغاز شد. لیزی نشان داد که ذرات بنیادین مختلف و نیروهای شناخته شده فیزیک می‌توانند در نقاط الگوی E8 قرار گیرند و در نتیجه بسیاری از اثرات متقابل آنها به طور طبیعی پدیدار می‌شود.

برخی از فیزیکدانان به‌شدت به مقاله تاختند، در حالی‌که دیگران محتاطانه از آن استقبال کردند. در اواخر سال 2008 لیزی توانست یک بودجه پژوهشی را برای ادامه مطالعات خود درباره E8 به‌دست آورد.

نسبیت داخلی
این نظریه که توسط اولاف درایر از انستیتو تکنولوژی ماساچوست (MIT) بسط داده شده، تلاش می‌کند توضیح دهد که چگونه نسبیت می‌تواند در یک دنیای کوانتومی به‌وجود آید.

هر ذره در عالم دارای یک مشخصه است که اسپین نامیده می‌شود. این مشخصه را می‌توان به صورت اتفاقی که برای یک ذره هنگام دوران رخ می‌دهد تصور کرد. مدل درایر سیستمی از اسپین‌ها را پیشنهاد می‌کند که مستقل از ماده وجود دارند و به طور تصادفی مرتب شده‌اند. وقتی که سیستم به یک دمای بحرانی می‌رسد، اسپین‌ها جهت می‌گیرند و الگوهای مرتب را شکل می‌دهند.

اشخاصی که در داخل این سیستم اسپینی زندگی می‌کند، آنها را نمی‌بیند. چیزی که آنها می‌بینند، تاثیرات اسپین‌ها است. نظریه داریر شامل فضا-زمان و ماده می‌شود. درایر همچنین تلاش کرده است تا جاذبه نیوتنی را از مدل خود استخراج کند. با این وجود هنوز نمی‌توان نسبیت عام را از این نظریه به‌دست آورد.


موضوعات مرتبط: فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ | 20:35 | نویسنده : برنا |
یکی از بزرگ‌ترین رویاهای دنیای علم، دست‌یابی به نظریه واحدی است که بتواند تمام پدیده‌های عالم را توصیف کند. این نظریه واحد سال‌هاست نظریه همه‌چیز نام گرفته، اما کمتر امیدی به دست‌یابی به چنین نظریه‌ای، حداقل در کوتاه‌مدت وجود دارد. اگر این نظریه روزی کشف شود، طرزکار عالم را در بنیادی‌ترین سطح آن توصیف خواهد کرد و درک کاملی از طبیعت را برای ما فراهم می‌کند. این نظریه همچنین پاسخی برای برخی از معماهای دیرپای فیزیک خواهد بود، معماهایی مانند اینکه ماده تاریک چیست، چرا زمان تنها در یک جهت حرکت می‌کند و یا اینکه گرانش چطور عمل می‌کند. استیفن هاوکینگ در این خصوص جمله مشهوری دارد که می‌گوید: «چنین نظریه‌ای پیروزی نهایی عقل انسان خواهد بود .» اما علی‌رغم دهه‌ها تلاش، پیشرفت به کندی صورت می‌گیرد. به غیر از یک یا دو تئوری که می‌توان به واسطه شواهد موجود درباره آنها قضاوت کرد، تعداد زیادی نظریه و تعداد بسیار اندکی نشانه برای بررسی درستی هرکدام از این نظریه‌ها وجود دارد. در ادامه هفت نظریه مطرح کنونی را به اختصار معرفی می کنیم .


موضوعات مرتبط: فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ | 18:23 | نویسنده : برنا |
حیات خورشید چند سال دیگر طول می کشد....

وقتی صحبت از مرگ یک ستاره می‌شود بیان‌گر این است که مراحل دیگری هم برای زندگی آن قابل تصور است؛ ستاره‌ها متولد می‌شوند، زندگی می‌کنند، جوانی و میان‌سالی خود را طی می‌کنند و سپس قدم در کهن‌سالی می‌گذارند، پیر می‌شوند و می‌میرند. نکته‌ی مهمی که وجود دارد این است که گذران همه‌ی این مراحل بسیار زمان‌بر است و عمر ستاره‌ها خیلی طولانی است. هنگامی که ستاره‌ای مثل خورشید که ۴/۵ میلیارد سال پیش شکل گرفته است، به فاز پایدار تولید انرژی از طریق فرآیندهای هسته‌ای تبدیل هیدروژن به هلیوم می‌رسد و اصطلاحاً در تعادل هیدرواستاتیکی قرار می‌گیرد در مرحله‌ای از عمر خود واقع می‌شود که به مرحله‌ی «رشته‌ی اصلی» معروف است و اتفاقاً بیشتر عمر خود را هم در همین بخش سپری می‌کند. حضور ستاره در رشته‌ی اصلی تا زمانی ادامه می‌یابد که سوخت هیدروژنی موجود در هسته‌ی آن کم‌کم رو به پایان می‌رود و ستاره به مرور با نزدیک شدن به پایان عمرش از رشته‌ی اصلی خارج می‌شود. در این مرحله بسته به جرم و ترکیب شیمیاییِ ستاره پدیده‌های مختلفی امکان وقوع می‌یابند. انفجار ابرنواختری، منبسط شدن و تبدیل‌شدن به غول سرخ و … از جمله این رویدادهاست که در واقع شیوه‌های مختلف مرگ یک ستاره هستند.

در مورد خورشید آغاز این نابودی زودتر از ۵ میلیارد سال آینده نخواهد بود. خورشید تا آن زمان در رشته‌ی اصلی می‌ماند و کمابیش به همین صورت و با همین میزانِ تولید انرژی به حیات خود ادامه می‌دهد. بعد از آن در مدت زمان نسبتاً کوتاهی تبدیل به غول سرخ عظیمی می‌شود که شعاع آن حتی مدار زمین را نیز در برمی‌گیرد. خورشید به اندازه‌ی کافی پرجرم نیست که به‌صورت یک ابرنواختر منفجر شود و مرگی تدریجی و آرام خواهد داشت.

منبع:هوپا


موضوعات مرتبط: مطالب علمي

تاريخ : دوشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۴ | 13:58 | نویسنده : برنا |

دوستان خوب تیزهوشان پایه نهم  مبحث جدید نیرو را به طور مفصل هم در کلاس وهم در وب مورد بررسی و آموزش قرار می دهیم...

به سوالات و ابهامات شما پاسخمی دهم .



تاريخ : یکشنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۴ | 21:35 | نویسنده : برنا |


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : یکشنبه ۲۵ مرداد۱۳۹۴ | 12:57 | نویسنده : برنا |

بیـــــــــــــزارم...

 

از هــر مسئله ای که

 

تنهـــــآ راه حلـش گذر زمـــان اســــــــــــت...

 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : پنجشنبه ۲۲ مرداد۱۳۹۴ | 21:15 | نویسنده : برنا |

هَـمیشه بـآید کَسـی باشد

کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد

 

هَـمیشه بـآید کسـی باشد

 

تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد

 

بـآید کسی باشد

 

کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد

 

کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد

 

کسی بـآشد

 

کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد

 

کسی بـآشد

 

کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن

 

بفهمد به توجّهش احتیآج داری

 

بفهمد کـــہ درد دارے

 

کـــہ زندگی درد دارد

 

بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ

 

بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران تنگــ شده استــ

 

همیشه باید کسی باشد

 

همیشه ...


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : یکشنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۴ | 13:52 | نویسنده : برنا |
درود بر دوستان ...

در ادامه بحث زندگی سالم ......که منظور ارتباط ودوستی هایمان است 

قبل از هر چیز از کلیه دوستان عزیزم که در این بحث مشارکت می کنند وپیگیر هستند تشکر می کنم واز نظرات وپیشنهادهایشان استقبال می کنم ..

یکی از متداولترین سوالاتی که بیشتر بچه ها از من می پرسند این است که از کجا بفهمیم که این شخص برای دوستی ما مناسب است یا خیر وازکجا باید تشخیص بدهیم که بعد از دوستی به عهد وپیمان خود وفادار می ماند؟؟؟؟ ...

در اینجا راه حل نسبتا ساده ای وجود دارد که براحتی می توانید افرادی را که در کنارتان قرار می گیرند مورد ارزیابی قرار دهید وبه انها اجازه ورودبه دامنه ی احساسات خود بدهد ......وآن واژه طلایی ....احترام متقابل است ....

کسی که در رفتارش احترام به عقایدو تفکرات دیگران دیده می شود ورفتاری احترام آمیز بادیگران دارد بدون شک انسانی است که از موقعیت ها به نفع خود استفاده نمی کند واین شخص در لحظات حساس از آبروی شما برای خودنمایی وخودی نشان دادن استفاده نمی کند ...البته در این جا لازمه بدونیم که این گزینش ابتدایی برای ایجاد یک دوستی است ونمی تواند تمام وکمال شخصیت کسی را تأئید کند اگر کسی که به شما نزدیک می شود احترام به عقاید ومنش دیگران. می گذاردوبرای نظرات تو احترام قائل است در گفتار ورفتارش بی احترامی و بی تفاوتی دیده نمی شود وهمیشه در رفتار وگفتارش جانب ادب را رعایت می کند  این صورت برای دوستی اولیه ومحدوده کوچکی از رابطه مناسب تشخیص داده می شود وپس از آن براحتی در مراوده ها می توان به رفتار وبرخوردهای واقعی طرف مقابل پی برده واو را برای یک دوستی بی شائبه انتخاب کرد ......دوستی که قلب وروح تورا تحت تأثیر قرلر دهد وازدست دادن آن تورا به رنج ومحنت دچار کند باید با وسواس ودقت وبررسی همه جانبه باشد ودانستن عقاید وایدئولوژی وحتی جهان بینی اشخاص نیزدراینجا لازم می نماید

.........

 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : یکشنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۴ | 10:32 | نویسنده : برنا |

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب رهی حافظ از میان برخیز


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : یکشنبه ۱۸ مرداد۱۳۹۴ | 10:0 | نویسنده : برنا |
با سلام وعرض ادب به همه بازدید کنندگان محترم ومخصوصا دانش آموزان خوبم 

در ادامه بحث زندگی سالم ......

در علم روانشناسی ارتباطات واژه های است با عنوان نگران نباش ومهار نزدیک نباش .....

فکر کنم  بررسی این واژه ها نقش بسزایی در روند ارتباطات ما بگذارد .....

نمی دانم این بحث ها که مربوط به درس مهارتهای زندگی شماست در پست های من چکار می  کند وچه ربطی به فیزیک دارد ؟؟؟؟؟؟؟ا

البته به فیزیک اگرربطی نداشته باشد به روش کار و ارنباط من با بچه ها حتما کمک می کند

-واژه نگران نباش در مواقعی است که بعضی ها از ترس آسیبهای احتمالی واعتماد نداشتن به بقیه کلا از برقراری ارتباط نگران هستند و می ترسند واز این جهت هیچ ارتباطی ودوستی با کسی برقرار نمی کنند  به نظر من انسان اصولا مبنای خلقتش برای ارتباط و اثر گذاشتن است وباید از همان آغاز زندگی برای برقراری ارتباط سالم آموزش ببیند توسط والدین وبعدها توسط مربیان دلسوز ...و...اگر انسان توانمندیهای خود را بشناسد وارتقا ءدهد صد در صد نگران ومنزوی در برقراری دوستی ها نخواهد بود فقط کافی است اصول اعتقادی ونگرشهای درستی در زندگی خود داشته باشد ودر هر ارتباطی از این اصول تخطی نکند ووتحت تأثیر هر ارتباطی قرار نگیرد ...

اما واژه مهار نزدیک نشو که خودش یکی از اصول رفتاری درست برای هر فرد است بسیار بجا وکاربردیست ومی نواند واژه نگران نیاش را تأمین کند ...مهار نزدیک نباش درواقع مربوط به این است که هر فرد در دنیای رفتاری خود محدوده رفتاری دارد که به افراد دیگر تا یک اندازهای اجازه نزدیک شدن به ان را می دهد ودرست این است که افراد مختلف جایگاه های خاصی را در نزدیک شدن به دنیای درونمان را دارند والبته در این حوزه جایگاه خانواده کاملا متفاوت است با نزدیکان دیگر با دوستان با معلمان با ....وفکر کنم در بین دوستانمان نیز جایگاه نزدیک شدنشان به ما با هم متفاوت است   . لازم است بعد از این که شناخت کافی از روحیات واعتقادات دوستمان پیدا کردیم انگاه این محدوده نزدیک شدن را برایش تعیین کنیم وبه طور کلی باید همیشه بتوانیم  نزدیک شدن هایمان را به یکدیگر مهار کنیم .در این صورت با تسلط وقدرت می توانیم میزان دوستی وارتباطمان با افراد مختلف را در سطح واندازه مشخص نگه داریم وروابطی توأم با احترام وآرامش را برای هم رقم بزنیم .......

مسایل مربوط به ارتباطات خودم با بچه ها در پستهای بعدی ....


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : شنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۴ | 19:36 | نویسنده : برنا |
نازنین چشم تمنای مرا یادت هست؟


روز تشبیع دلم حال و هوا یادت هست؟


بهت چشمان من آن روز تماشایی بود.


تو که می رفتی من مانده بجا یادت هست؟؟


بدترین حادثه ی قرن دلم رفتن توست.


تو که تاریخ همین واقعه را یادت هست.


بعد تو چهره ی من آگهی ترحیم است.


روح آواره ی من در به در خاطره هاست.


راستی ذره ای از خاطره ها یادت هست؟؟


روزگاریست که من رفته ام از یاد خودم.


تو بگو هیچ مرا اسم مرا یادت هست؟؟


رفته بودی که بیایی نکند یادت نیست؟


حاضرم شرط ببندم بخدا یادت هست.


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : جمعه ۱۶ مرداد۱۳۹۴ | 22:34 | نویسنده : برنا |
چه طور می توانیم یک زندگی سالم داشته باشیم ؟

غمگین و گوشه نشین نباشیم و زندگی سالم و لذت باهم بودن و عشق ورزیدن  ومهر ومحبت را تجربه کنیم ؟؟؟؟؟؟؟

بایکدیگر رابطه سالم ودرست داشته باشیم واین رابطه منجربه تحمل درد و هجران یا تنفر نشود؟؟؟؟؟؟؟

اصلا چه طور می شود به نوع انسانی نزدیک شد و زندگی سالمی را تجربه کرد ؟؟؟؟؟

اصولا ما انسانها نیاز به هم نوع را در ذات خود داریم وشاید درست در کنار نیازهای جسمانی اولیه خود مثل خوردن وخوابیدن ........نیازمند دوست هستیم .نیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن. واین لازمه ی روح ماست وتنهایی  فرو پاشیدن روح وروان مان ....

این بحث که مطرح کرده ام در واقع به خاطر مشکلات متعدد و سوالاتی در این خصوص از طرف دوستان خوبم بوده است که اکثرا یا خودشان یا دوستانشان در گیر ارتباطات بعضا نا خشنود از اطرافیانشان هستند ....

به نظر من انسانها برای هر ارتباطی لازم است اول نسبت به توانایهای خود شناخت پیدا کنند و واحساسات ونیازها و اخلاقیات خود را درست بشناسند ..بعضی وقتها در نتیجه همین عدم توجه در رابطه های دوستانه حود دچار اشتباهات بزرگی می شویم و خوب غالبا در این مواقع شکستها وناکامی های خود را به گردن قضا وقدر وبد شانسی ویا مقصر را فقط طرف مقابل خود می دانیم ....در این مواقع به نظرم بهتر است کمی تمایلات درونی خودرا واکاوی کنیم وشاید اثراتی از خودخواهی ،غرور ،حس سلطه گری ،وتوقعات بی جا در آن ببینیم ....البته انتخاب یک رابطه دوستانه بسیار راحت است در صورتی که این دوستی برای تو واو توقعی نا به جا ایجاد نکند واگر حد دوستی خود را افزایش داده وتا انتهای تمایلات درونی خود پیش می بریم باید نهایت دقت ووسواس را درانتخاب کسی که لیاقت یکی شدن در قلب وروح ما را داشته باشد بکنیم وبه آسانی به هرکس اجازه ورود واحاطه بر قلب وافکارمان ندهیم .............

ادامه این بحث ونتیجه تجربیات خودم  در پستهای بعدی........ 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : جمعه ۱۶ مرداد۱۳۹۴ | 10:23 | نویسنده : برنا |

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

علمی که تورا گره گشاید بطلب 

زان پیش که از تو جان بر آید به طلب 

آن نیست که هست می نماید بطلب

آن هست که نیست می نماید به طلب


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : پنجشنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۴ | 10:29 | نویسنده : برنا |

نازنین چشم تمنای مرا یادت هست ؟؟


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : پنجشنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۴ | 10:21 | نویسنده : برنا |
معمای گل دریاچه :

این معمای قدیمی را برای اینکه ذهن تان دوباره اماده درس وحل مسئله بشود  انتحاب کرده ام ..امیدوارم براحتی پاسخ را بدست آورید :

 

-روی دریاچه ای آرام به اندازه 0/5 پا گلی زیبا روئیده است باد شروع به وزیدن می کند.

گل راآنقدر خم می کند که دیگر اثری ازآن پیدا نیست 

قواس در 2 پایی جاییکه روئیده بودآن را یافت .عمق دریاچه را بیابید


موضوعات مرتبط: فیزیک دوره دبیرستان

تاريخ : یکشنبه ۴ مرداد۱۳۹۴ | 0:15 | نویسنده : برنا |

زدن بعضی حرفها امروزه در مملکت ما جرأت می خواهد ،

بس که هزار ویک جور تفکر ونگرش من درآوردی سبز شده است ،

برای همین زدن بعضی حرفها در فضای سنگین وخفه وبسته امروزی  که فقط یک  گروه خاص به خودشان مجور درستی وراستی داده اند واقعا جرأت می خواهد 

مثل همین حرفها که می خواهم بگوییم 

چیزی که ما را به امام حسین پیوند می دهد نماز نیست ،زیرا در این صورت عمر سعد هم نماز می خواند 

چیزی که ما را به امام حسین پیوند می زند قران خواندن نیست زیرا عمر سعد حافظ  کل قران بود 

چیزی که ما را به اهل بیت پیوند می زند اخلاق است 

تمام تلاش اهل بیت این بود که انسانها به اخلاق مزین شوند پیامبر مبعوث شد برای اخلاق
آمدند تا اخلاق را در زندگی انسانها حاکم کنند 

اگر نماز در کنار آدمیت واخلاق بود انگاه ما با اهل بیت  پیوند خورده ایم .

نماز وعبادات وقران حواندن ما در صورتی که ما را به اخلاق وصدق گفتار وادای امانت و حفظ حرمت ها و احترام به حقوق یگدیگر ،برساند در این صورت تأثیر گذار است وما را به اهل بیت پیوند می زند وگرنه تمام ادعای دوستی مان با اهل بیت واین همه ادعایی بیش نیست 

حلا ببینید در خودمان واطرافیان چقدر مدعی می بینیم 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | 2:4 | نویسنده : برنا |

خدایا  شکرت که به موقع دست به کار می شوی به سوی انجه خیر است ،

خدایا چقدر خوب است که تو هستی ،ومرا از وسوسه های دل می رهانی ،

چقدر خوب که یاد تو هست ومرا از رنج دلتنگی ها وسنگینی ها می رهاند 

خدایا شکرت که وقتی هیچ کس نیست یاد تو وامید دیدار تو آرامم می کند .

خدایا می شود امشب در ضیافت قلب من مهمان شوی وباز نسیم نوازشت را بر

اندام ذهن من بکشی مثل همان وقتها که بی صدا می آمدی ودل بی تابم با آمدن

تو آرام آرام می شد ،امشب باز شبی ست سرد وتاریک که من در انتظار دق الباب محبت توأم.............

 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | 1:47 | نویسنده : برنا |

هرگز از تلاش برای بدست آوردن  آنچه در طلبش هستید دست نکشید.


صبر کردن سخت است ،

اما حسرت خوردن سخت تر است.


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ | 1:30 | نویسنده : برنا |
سلام مجددبه همه دوستان

طاعات وعبادتهاتون مقبول درگاه الهی باد.امیدوارم در روزها وشبهای عزیزیی که پشت سر گذاشتیم مورد آمرزش ولطف الهی قرارگرفته باشیم .راستش به دنبال بحثی که در پست قبلی مطرح کردم  ولزوم مدیریت زمان وبرنامه ریزی نسبت به تمام لحظات زندگیمان خوشبختانه ما مسلمانها از نعمت بزرگ ماه رمضان وشبهای قدر برخوردار هستیم وهمه تان خیلی خوب می دانید چطوردر این یک ماه هرکسی با عمل روزه وعبادات فردی تمام روح وجسمش پاکسازی می شود من شخصا عاشق نشستن در سکوت وخلوت شبهای این ماه عظیم هستم .الان دیگر بعد چند سال همه خانواده پذیرفته اند که من عاشق تنهایی درماه رمضانم ودیگر خیلی مزاحم اوقات من نمی شوند (البته به جز یکی دوشب برپاپی مراسم افطاری)......اما داشتیم درباره ریکاوری زندگیمان وبرنامه های اینده مان صحبت می کردیم .ببینید مخالفت من با این دنیای مجازی واینترنتی به طور رد وطرد کامل نیست بهرحال من خودم الان دارم از این طرق یک ارتباطی با شما دوستان ایجاد می کنم منظورم افراط در این موضوع واز اختیار خارج شدن آن است .که خودتان کاملا منظور من را متوجه می شوید حال اگر تجربه هم داشته اید که خیلی بهترحرفهای من را درک می کنید اصولا وقتی خیلی در گیر این دنیای مجازی می شویدخیلی زود دچار افسردگی وبی حوصله گی می شوید وبدتر از آن این است که دیگر توانایی استفاده از زمانهای مفید را ازدست می دهید .البته ما مشکلات اجتماعی وفرهنگی واقتصادی زیادی که در جامعه داریم مزیدبرعلت است .
در هر صورت همه دوستان می دانند یعنی قبلادر کلاسهایم اعلام کرده ام که شما دوستان گلم جهت ارتباط با من از طریق وبلاگ فقط روزهای پنج شنبه وجمعه دو روزاخرهفته را اختصاص دهید وچون من خودم هم اغلب اخرهفته ها یکی دو ساعت را برای این کار اختصاص داده ام.....

پیشنهادهای من برای دوستان:

-از اکنون تصمیم بگیرید این شما هستید که تصمیم می گیریر چه وقت وچقدر باید از موبایل واینترنت استفاده کنید نه اینکه شما دراختیار آن باشید 

-قدم دوم اینکه واقعا با قاطعیت ساعاتی از روزاین وسیله را خاموش کنید واجازه ندهیدهمیشه آنلاین باشید.

-درهرگروهی که شمارادعوت می کنند وارد نشود و خودتان با وسواس گروهی که از نظرفرهنگی مورد تأئید شماست انتخاب کنید.

-در طول هفته وساعات مشخصی فقط برای دنیای مجازی واینترنت وقت بگذارید

-بهتر است اگر امکانات مالی خانواده مشکلی ندارد حتما در یکی دو کلاس تفریحی وورزشی در تابستان شرکت کنید..

-مطالعه بعضی دروس اختصاصی بدون استرس امتحانی و فقط به صورت مرور ودر زمانهای کوتاه بسیار مفید است.

مهمترین پیشنهاد من این است که سعی کنید اوقات زیادی را با خانواده ومخصوصا مادرتان بگذرانید ازبودن در کنارشان لذت ببرید

تا حرفهایی خودمانی بعد.......


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : شنبه ۲۰ تیر۱۳۹۴ | 0:54 | نویسنده : برنا |
سلام بر همه ی دوستان گلم 
راستش رو بخواهید اختلالی که در بلاگفا اتفاق افتاد وباعث شد من از وبلاگ فاصله بگیریم فرصت خیلی خوبی بود برای ریکاوری نگرشهای من این روزها واقعا برام خیلی خوب بود،چون دارم خودم رو پیدا می کنم وقتی که یک مرتبه طی یک اقدام شجاعانه تمام ارتباطهای مجازی ام رو قطع کردم (وایبر واتس اپ تلگرام ..خلاصه گوشی رو کلا کنار گذاشتم)

حالاواقعااحساس سبکی دارم البته من همیشه از افراط درشبکه های مجازی دوری می کنم ولی این دل کندن کلی رو به خاطر این دارم که واقعا از این که می بینم بچه ها این طوری خودشون رو معتاد به این همه شبکه ها کرده اند واز صبح تا شب مدام از این گروه به آن گروه واز این خط به خط دیگه بدون هیچ هدفی سرگردان هستند واقعا رنج می کشم .....به نظرم تمام بچه ها باید یک بار تصمیم بگیرند وبنشینند با خودشان فکر کنند وانوقت مثل من ارتباطهای اینترنتی خودشان را محدود وسنجیده انجام دهند  البته من همیشه نظرم نسبت به وبلاگ بهتر از شبکه هایی ست که خوب امکانات بالاتری هم دارند ولی چون در این صفحه کنترل بیشتری بر ارتباطها دارم و خیلی خوب می توانم از آن  به عنوان یک محیط اموزشی یا یک دفتر خاطرات یا دلنوشته  استفاده کنم ...

یه موقعهایی انسان باید بنشیند وبا خودش خلوت کند ونتیجه کارها وتلاشهایی رو که یک سال انجام داده بررسی کند وتمام لحظات گذشته اش رو واکاوی کند ببیند کجای کارش اشتباه بوده وکجا باید جور دیگری می بوده است 
ماه مبارک رمضان فرصت واکاوی خوبی برای هر کسی است که در کارهایش تأمل کند 

در واقع من که اصلا به این فکر نمی کنم که بعد از ماه مبارک دوباره باید درگیر کلاسها وکار باشم چون دراین صورت تمام آرامشم بهم میریزد اکنون تنها فرصت تفکر وسکوت است که من به آن نیاز مبرم دارم تفکر وسکوت..........باید با خدا خلوت کنم وآن انرژی وعشقی را که لازم است تادر یکسال تحصیلی جدید همراه من باشد در وجودم قرار دهد ............

تا حرفهایی خودمانی بعدی خدا نگهدار.......  


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : دوشنبه ۱۵ تیر۱۳۹۴ | 15:55 | نویسنده : برنا |

باید به اسم ها معنا ببخشیم

همه ی نامهایی که خود را لایق آن می دانیم

یک گل سرخ با هر اسمی همان رایحه را دارد  

 


موضوعات مرتبط: دلنوشه های من

تاريخ : پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴ | 16:18 | نویسنده : برنا |

خسته ام از بی کسی 

خواهشافردا نگاهت را برایم پست کن 

این دلم کرده هوایت 

مهربان حال وهوایت را برایم پست کن 

تک درختی در کویرم 

ابر باران نگاهت را برایم پست کن 

عاشقی تنهاترینم 

یک نظر کن عاشقی هایت را برایم پست کن 



تاريخ : سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ | 0:28 | نویسنده : برنا |

دی شیخ با چراغ همی گشت دور شهر 

کز دیو و دد ملولم وانسانم آرزوست



تاريخ : یکشنبه ۷ تیر۱۳۹۴ | 22:3 | نویسنده : برنا |

دل بی رخ یار خوش نباشد

بی سبزه بهار خوش نباشد



تاريخ : شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ | 23:2 | نویسنده : برنا |