اندیشمندان جوان

موضوعات مختلف پیرامون علوم تجربی و فیزیک

آشنایی با پیل های سوختی و طرز کار آنها

مرتبط با مبحث انرژی های تجدید پذیر .فیزیک اول دبیرستان 
 
آشنایی با پیل های سوختی و طرز کار آنها
پیل‎‎‎‎‎‎‎‎‎های سوختی فن‌آوری جدیدی برای تولید انرژی هستند که بدون ایجاد آلودگی‌های زیست محیطی و صوتی، از ترکیب مستقیم بین سوخت و اکسیدکننده، انرژی الکتریکی با بازدهی بالا تولید می‎‎‎‎کنند. به طور کلی پیل سوختی وسیله ایست که سوخت (مانند هیدروژن، متانول، گاز طبیعی، بنزین و…) و اکسیدان (مانند هوا و اکسیژن) را به برق، آب و حرارت تبدیل می‌کند.

پیل سوختی چیست؟

پيل سوختي وسيله‌اي است که انرژي شيميايي سوخت را مستقيماً به انرژي الکتريکي تبديل مي‌کند.

عملکرد پيل سوختي مانند باتري نيست که انرژي را ذخيره کند بلکه پيل سوختي حالتي از انرژي به حالت ديگر تبديل مي‌کند، به طوري که در اين تبديل مواد داخل پيل مصرف نمي‌شوند . گاز هيدروژن به دليل تمايل واكنش دهندگي بالا، فراوانی و عدم آلايندگی محيط زيست، به عنوان سوخت ايده‌آل در پيل‌سوختي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

ساختمان پیل سوختی

هر پيل سوختي از سه جزء اصلي تشکيل شده‌است: الکترود آند، الکترود کاتد و الکترولیت یا غشا. گاز هيدروژن که به عنوان سوخت به کار می‌رود، به الکترود آند وارد شده و در آنجا با از دست دادن الکترون، اکسایش مي‌یابد. طي اين واکنش يون هيدروژن مثبت و الکترون توليد مي‌شوند. يون‌هاي هيدروژن به همراه الکترون‌ها از کاتد به آند انتقال می‌یابند. انتقال یون‌های هیدروژن از طریق الکترولیت و انتقال الکترون از طریق یک مدار خارجی صورت می‌گیرد. اکسیژن موجود در کاتد با الکترون‌ها و یون‌های هیدورژن واکنش داده، آب تولید می‌کند.

    واکنش در آند                         H2 ۲H+  + ۲e

واکنش در کاتد            O2 + 4H+ 4e -2H2O

واکنش کلی                        ۲H2 + O2 2H2O

انواع پیل های سوختی

 پیل‌های سوختی براساس نوع الکترولیت استفاده شده در آن‌ها به پنج نوع اصلی طبقه بندی می‌شوند.

• پیل سوختی الکترولیت پلیمر یا غشاء مبادله کننده پروتون (PEFC)
• پیل سوختی قلیایی (AFC)
• پیل سوختی اسید فسفریک (PAFC)
• پیل سوختی کربنات مذاب (MCFC)
• پیل سوختی اکسید جامد (SOFC)

از نگاهی دیگر، طبقه‌بندی پيل‌هاي سوختي بر اساس دمايي است که پيل سوختي در آن کار مي‌کند. بر اين اساس پيل‌هاي سوختي به دو دسته کلي پيل سوختي دما بالا و پيل سوختي دما پايين تقسيم‌بندي مي‌شوند.

مزایای پیل‎های سوختی بطور کلی عبارت‌اند از:

• بازده بالا
• سازگاری با محیط زیست
• سادگی سیستم از نظر تعمیر ونگهداری
• تنوع در سوخت مصرفی
• عدم آلودگی صوتی به سبب نداشتن قسمت‌های متحرک
• طراحی و ساخت توان‎های کوچک (میلی وات ) تا بزرگ (مگاوات)
• امكان استفاده از سوختهاي فسيلی و پاك، مدولار بودن
• قابليت توليد هم‌زمان حرارت و الكتريسيته و استفاده در كاربردهای توليد غيرمتمركز انرژی

[ شنبه 5 مهر1393 ] [ 20:25 ] [ برنا ]

[ ]

دانش آموزان قدیم و جدید من

دانش آموزان قدیم و جدید من

بعضی اوقات تفاوتهای زیاد دانش آموزان امروز بادانش آموزان سالهای گذشته ام (نچندان دور )مرا شگفت زده می کند .

اولین مشخصه ای که در بجه های امروزی جلب توجه می کند جسورتر بودن آنهاست (البته به نظر اکثر همکاران من گاهی خصوصیت عدم احترام ) و البته و صد البته  باهوش تر و زیرک تر و خیلی بی حوصله تر 

گاهی نمی دانم خصو صیات بجه های امروزی را باید مثبت تر ارزیابی کرد یا منفی تر

بجه های امروزی ضمن باهوش تر بودن و زرنگ تر بودن و جسورتر بودنشان ،بی اهمیت تر و بی انگیزه تر و نا مقاوم تر ......وبد جوری به تفریح و سرگرم شدن محتاج نشان می دهند.

و در عوض دانش آموزان قدیمی  با تواضع تر ، با حوصله تر و آرام تر بوده و زودتر می شد روی آنها تأثیر گذاشت .

البته  این نظرات شامل حال کل افراد نمی شود ولی اکثریت را در بر می گیرد ولی در این بین همیشه دانش آموزان متفاوت از عموم وجود دارند.

 اما هر چه است به نظر من این دانش آموزان امروزی که با آنها سروکار داریم ساخته و پرداخته خودمان هستند و حاصل تربیت ما نسل گذشته هستند و بهر حال من به آنها افتخار می کنم و عاشقشان هستم ......وبه جای انتقاد باید دستهای آنها رارها نکرد ............ولی گاهی اوقات بد جوری دلتنگ آن تواضع دانش آموزان گذشته می شوم......

[ چهارشنبه 2 مهر1393 ] [ 21:17 ] [ برنا ]

[ ]

مرتبط با علوم هشتم3

دانشمندان می گویند: محلول ها سیستم های همگن هستند. حالا همگن یعنی چه؟ در انواع دیگر مخلوط ها ممکن است یک طرف مایع مقدار زیادی از یک چیز (ماده) را در خود داشته باشند ولی یک طرف دیگر از آن چیز کمتر داشته باشد. چنین مخلوطی همگن نیست! اما غلظت محلول ها در تمام نقاط سیستم شان کاملاً یکسان و همگن است. بگذارید با یک مثال موضوع را روشن کنیم:

 

اگر در آب شکر بریزیم، شکر در آب حل شده و در تمام لیوان آب به طور یکنواخت پخش می شود. اما در مخلوط آب و ماسه، ماسه به ته آب می رود و یک طرف آب بیشتر از طرف دیگرش ماسه دارد. به همین دلیل می گوییم که شکر و آب محلول هستند ولی آب و ماسه مخلوط هستند.

 

محلول ها و مخلوط ها

آیا هر چیزی می تواند حل بشود؟

خیلی چیزها حل می شوند. محلول ها می توانند شامل جامداتی باشند که در مایعات حل شده اند، یا گازهایی باشند که در آب حل شده اند (مثل آب گازدار). محلول ها می توانند از حل شدن گازها در گازها یا مایع در مایع ها به وجود بیایند. اگر شما بعضی چیزها را با هم ترکیب کنید و آن ها در یک توزیع یکنواخت پخش بشوند، به آن محلول می گویند.

احتمالاً نمی توانید به راحتی کسی را پیدا کنید که محلول جامد در جامد درست کند. اما این محلول ها وجود دارند. آن ها اول به شکل محلول جامد یا مایع در مایع هستند ولی بعد در دمای اتاق سخت می شوند. آلیاژهای انواع فلزات مثال های خوبی از یک محلول جامد در جامد در دمای اتاق هستند.

پس یک محلول ساده اساساً دو ماده است که با یکدیگر ترکیب شده اند. یکی از آن ها حل شونده نامیده می شود. حل شونده ماده ای است که حل خواهد شد (مثل شکر) ماده دیگر حلال است، که حل کننده است (مثل آب) اگر بخواهید تشخیص بدهید که کدام یک از دو ماده حل شونده است، به عنوان یک قانون بدانید که معمولاً مقدار حلال از حل شونده بیشتر است.

 

محلول ها و مخلوط ها

 

ساختن محلول ها:

پس چه اتفاقی می افتد؟ چطور می شود محلول ساخت؟ دو مایع را با هم مخلوط کنید و هم بزنید. به همین سادگی! اما علم، این کار ساده را به سه مرحله تقسیم می کند. وقتی دارید این مراحل را می خوانید به خاطر داشته باشید که (حل شونده = شکر) (حلال = آب) – (سیستم = لیوان)

حل شونده در حلال قرار می گیرد و شروع به شکسته شدن به تکه های کوچک تر می کند.

مولکول های حلال شروع به حرکت در همه جهات کرده و برای مولکول های حل شونده جا باز می کنند. مثلاً مولکول های آب برای مولکول های شکر جا باز می کنند.

حل شونده و حلال با یکدیگر برهم کنش می دهند(یعنی با هم کنش و واکنش می کنند) تا زمانی که غلظت هر دو ماده در تمام سیستم یکسان شود. حالا باید مقدار شکر حل شده در آب، در بالا و ته و وسط و همه جای لیوان یکسان باشد.

 

 

آیا هر چیزی می تواند محلول ها را تغییر دهد؟

البته! هر چیزی می تواند غلظت مواد موجود در محلول را تغییر دهد. در این مورد دانشمندان از واژه حلالیت استفاده می‏کنند. حلالیت توانایی یا قابلیت حلال (مثلاً آب) برای حل کردن حل شونده (مثلاً شکر) است. ممکن است شما قبلاً اثر دما روی حلالیت را در کلاس درستان دیده باشید. معمولاً وقتی حلال ها را گرم می کنید، می توانند مقدار بیشتری مواد جامد را در خود حل کنند (مثلاً شکر بیشتر ) و در عوض مقدار کمتری گاز در حلال گرم، حل می شود (مثلاً دی اکسید کربن کمتر در نوشابه گرم) فاکتور مهم بعدی فشار است. وقتی که فشار محیط اطراف محلول را افزایش می دهید، معمولاً مقدار بیشتری گاز در آن حل می شود. دوباره به قوطی نوشابه تان فکر کنید. قوطی می تواند گاز را درونش نگه دارد زیرا محتویات قوطی تحت فشار زیادی هستند. آخرین عامل مهم ساختار مواد است. بعضی چیزها در یک نوع خاص ماده آسان تر حل می شوند. مثلاً شکر به آسانی در آب حل می شود، اما روغن در آب حل نمی شود. پس می گوییم که آب نسبت به روغن حلالیت کمی دارد.

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 22:44 ] [ برنا ]

[ ]

مرتبط با علوم هشتم

شش حاات ماده کدام است

 اولین تقسیم بندی برای حالات ماده توسط ارسطو مطرح شد.او برای توصیف جهان به صورت سیستم منظم و قابل فهم، مواد موجود در طبیعت را به چهار عنصر اصلی که بر اساس حالت آنها پایه ریزی شده بود، تقسیم کرد.این چهار حالت به شرح زیر بودند:

۱.آب
۲.خاک
۳.باد
۴.آتش
حال اگر از او بپرسیم در مورد سایر حالات ماده به ما توضیح دهد(در صورتی که مطالعه غیردرسی نداشته باشد)قریب به یقین به ما خواهد گفت که از حالات جدید بی اطلاع است، ولی باید به این نکته توجه داشت که تاکنون ۶ حالت برای ماده کشف شده است که سه حالت جدید آن تا اواسط قرن ۱۹ناشناخته بود.شش حالت ماده به ترتیب عبارتند از:
۱.جامدsolid
۲.مایعLiquid
۳.گازgass
۴.پلاسماPlasma
۵.چگال بوز اینشتینBose–Einstein condensate
۶.چگال فرمیونیFermionic condensate
تا کنون با سه شکل ماده آشنا شده اید: جامد، مایع و گاز. ولی این ها تمام حالات ماده نیستند. انواع مختلف ماده به طور کلی عبارتند از : جامد، مایع، گاز، پلاسما، ماده چگال بوز – انیشتین و حالتی که تقریبا به تازگی کشف شده، یعنی ماده چگال فرمیونی.
همه مردم، خصوصیات حالات معمولی مواد جامد، مایع و گاز را روی زمین می شناسند. مواد جامد در برابر تغییر شکل مقاومت می کنند و سفت و شکننده اند. مایعات جاری می شوند و به سختی متراکم می شوند و شکل ظرف را به خود می گیرند. گازها کم چگال ترند و راحت تر متراکم می شوند و نه تنها شکل ظرف محتوی خود را می گیرند، بلکه آن قدر منبسط می شوند که کاملا آن را پر کنند.

 

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 22:42 ] [ برنا ]

[ ]

راههای جداسازی شکر از نمک مرتبط با علوم هشتم

راههای جداسازی شکر از نمک

 

روش اول:

مقداری الکل را به مخلوط این دو بیفزایید. الکل به این دلیل که دارای عامل هیدروکربنی ناقطبی است، شکر را که آن هم عامل هیدروکربنی دارد، در خود حل می‌کند. ولی نمک که ماده‌ای یونی است در آن حل نمی‌شود. به این ترتیب با یک صافی می‌توان بلورهای نمک را جدا نمود. پس از مدتی هم الکل تبخیر می‌شود و دوباره بلورهای شکر به دست می‌آیند.

روش دوم:

روش تبلور است که بر اساس آن، هر ماده به دور هسته‌ای از جنس خودش متبلور می‌شود. برای جدا کردن شکر و نمک با این روش، مخلوط نمک و شکر را پس از انحلال در آب، گرم کنید و به صورت محلول اشباع درآورید. هم‌زمان دو نخ در محلول آویزان کنید که به یکی از نخها تکه‌ای سنگ نمک و به نخ دیگر تکه‌ای نبات بسته شده باشد. پس از مدتی، هر ماده به دور بلور همجنس خود جمع و متبلور می‌شود.

روش سوم:

شکر یک ترکیب مولکولی و نمک یک ترکیب یونی است و در آب حل می شوند .مي توانيد مخلوط را در آب حل كنيد و آن را از ستونهاي تبادلگر يونی که قادرند كاتيون ها و آنيون های موجود در آب را از آن جدا کنند، عبور دهيد. در مسير تبادلگر يونی، يونهای مثبت Na و يونهای منفی Cl از آب جدا می شود و شما در آن سو فقط محلول آب و شکر داريد و جدا كردن شکر از آب هم كار سختی نيست. جدا كردن يونهای کلر و سديم هم با بازگردانی ستون تبادلگر اتفاق می افتد.

روش چهارم:

به علت تفاوت در وزن مولکولي شکر و نمک، ميتوان از سانتريفيوژ، که بر اساس تفاوت در وزن مولکولي مواد را از هم جدا ميکند، استفاده کرد.

روش پنجم:

به علت تفاوت در اندازه ي بلورهاي نمک و شکر، ميتوان از صافي هايي با اندازه ي روزنه هاي بسيار ريز نيز استفاده کرد البته به شرطي که اندازه ي بلور بزرگتر را بدانيم.

روش ششم:

شکر و نمک را جلوی يک تعداد ی مورچه یا زنبور می ريزيم. آنها شکر را می برند و نمک برایمان باقی می ماند.

 

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 22:40 ] [ برنا ]

[ ]

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 22:23 ] [ برنا ]

[ ]

[ سه شنبه 25 شهریور1393 ] [ 9:55 ] [ برنا ]

[ ]

صفحاتی از کتاب علم الاشیا (سال 1340 هجری شمسی

صفحاتی از کتاب علم الاشیا سال 1340هجری شمسی

 

[ سه شنبه 25 شهریور1393 ] [ 9:44 ] [ برنا ]

[ ]

ذره بودم سرد وساکن فرد وتنها

این شعر جالب را بعضی از دبیران فیزیک برای تدریس قوانین نیوتن مثال می زنند

به نظر شما در این شعر کدام یک از قوانین نیرو و حرکت نیوتن کاربرد دارد؟

 

ذره بودم سرد وساکن  فرد وتنها    

آسمان معنا نداشت

کهکشان هرگز نبود

هیچ کس آخر کسی انجا نبود.

من بدم تنها وساکن

نه ربایش یا که رانش

هیچ چیز آنجا نبود

پس چه کس باید مرا در می ربود

یا که می راندم ز خویش

سرد وساکن فرد تنها

مانده بی حرکت در آنجا

تا که یک روزی زمینی خلق شد

نرم نرمک دست نامرئی به سوی من گشود

گفت:پیش آ همره وبا هم شویم

گفت:پیش آ

تا که باهم حاکم عالم شویم

من نمی دانم زمین جذبم نمود

یا که نیرویم زمین را در ربود

جاذبه آغاز عشق ومستی است

جاذبه مفهوم روح هستی است.

[ یکشنبه 23 شهریور1393 ] [ 21:16 ] [ برنا ]

[ ]

تدریس در کلاس فیزیک

تدریس در کلاس فیزیک

به جرأت می توانم بگوییم یکی از سختترین تدریسها تدریس در کلاس فیزیک است . در تدریس فیزیک هم باید توان یک معلم ریاضی را داشته باشی وهم هنر یک معلم نقاشی وهم باید به اصطلاح فان باشی وصد البته اقتدار کافی برای اداره کلاس و نظم و دیسیپلین کلاس که خوب البته کاریست دشوار .از یک طرف باید کلاسی داشته باشی که سرو صدا و شلوغی نباشد واز طرف دیگر نباید کلاس را خشک و بی روح نگه داشت ودانش آموزانی که میخکوب و منفعل باشند. اصولا دانش آموز باید سوال کند و دانش آموزان بدون سوال خسته کننده  و کسل کننده است.

همیشه به دنبال راهی بوده ام که توجه بهتر و جذابتری را ایچاد کنم.

البته گاهی مواقع سوال یک دانش آموز انقدر بی جاست که ممکن است آدم را عصبانی  یا کاملا ناامید کند  مثلا بعضی دانش آموزان در پایه ریاضی ضعف دارند  ودر حل مسائل چنان ترمز می کنند که مرا از ادامه تدریس ناامید و ناتوان می کنند  . 

والبته با صبر و حوصله پیگیر کار را پیش می برم . داشتن صبر و آرامش در درس فیزیک یکی از الزامات است.

دربعضی از مباحث مجبور شده ام که درس فیزیک رابرای جلسه یا جلساتی تعطیل کنم وبه تدریس مباحث ریاضی مرتبط با فیزیک بپردازم  بهر حال آموزش یعنی همین .

به نظر من انسان بعد از آن که فیزیک یاد می گیرد واقعا زندگی را زیباتر درک می کند و کلا یک انسان دیگری می شود با نگرش دیگر .زندگی طور دیگری می شود بعد از یادگیری این همه دقت و اندازه گیری و نظم  ..............

[ جمعه 14 شهریور1393 ] [ 22:55 ] [ برنا ]

[ ]

سؤال امتحان نهايي فيزيك دانشگاه كپنهاگ

سؤال امتحان نهايي فيزيك دانشگاه كپنهاگ

چگونه مي‌توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟

 پاسخ يك دانشجو :

 يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي‌بنديم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمين مي‌فرستيم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود

 اين پاسخ ابتكاري چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد.. دانشجو با پافشاري بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يك داور مستقل را براي تصميم درباره اين موضوع تعيين كرد. داور دانشجو را خواست و به او شش دقيقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهي بيان كند تا معلوم شود كه با اصول اوليه فيزيك آشنايي دارد. دانشجو پنج دقيقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او يادآوري كرد كه وقتش درحال اتمام است.

دانشجو پاسخ داد كه چندين پاسخ مناسب دارد اما ترديد دارد كدام را بگويد. وقتي به او اخطار كردند عجله كند چنين پاسخ داد:

 "اول اينكه مي‌توان فشارسنج را برد روي سقف آسمان‌خراش، آنرا از لبه ساختمان پائين انداخت و مدت زمان رسيدن آن به زمين را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوي يك دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بيچاره فشارسنج ."

 "يا اگر هوا آفتابي باشد مي‌توان فشارسنج را عمودي بر زمين گذاشت و طول سايه‌اش را اندازه گرفت. بعد طول سايه آسمان‌خراش را اندازه گرفت و سپس با يك تناسب ساده ارتفاع آسمان‌خراش را بدست آورد ."

 "اما اگر بخواهيم خيلي علمي باشيم، مي‌توان يك تكه نخ كوتاه به فشارسنج بست و آنرا مثل يك پاندول به نوسان درآورد، نخست در سطح زمين وسپس روي سقف آسمان‌خراش. ارتفاع را از اختلاف نيروي جاذبه مي‌توان محاسبه كرد : T= 2 pi sqroot (l / g) ."     

 "يا اگر آسمان‌خراش پله اضطراري داشته باشد، مي‌توان ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آنها را با هم جمع كرد."

 "البته اگر خيلي گير و اصولگرا باشيد مي‌توان از فشارسنج براي اندازه‌گيري فشار هوا در سقف و روي زمين استفاده كرد و اختلاف آن برحسب ميلي‌بار را به فوت تبديل كرد تا ارتفاع ساختمان بدست آيد."

 "ولي چون هميشه ما را تشويق مي‌كنند كه استقلال ذهني را تمرين كنيم و از روش‌هاي علمي استفاده كنيم، بدون شك بهترين روش آنست كه در اتاق سرايدار را بزنيم و به او بگوييم: اگر ارتفاع اين ساختمان را به من بگويي يك فشارسنج نو و زيبا به تو مي‌دهم ."    

 اين دانشجو كسي نبود جز نيلز بور، تنها دانماركي كه موفق شد جايزه نوبل در رشته فيزيك را دريافت كند.

 

[ جمعه 14 شهریور1393 ] [ 18:15 ] [ برنا ]

[ ]

از خانه به در

سهراب سپهری

 

از خانه به در

از کوچه برون

تنهایی ما سوی خدا می رفت.

در جاده،

درختان سبز ،

شیطان نگران:اندیشه رها می رفت.

کوه آمدو ، خواب

آواز پری :مرغی به هوا می رفت؟

نی ،همزاد گیاهی بود، از پیش گیا می رفت.

شب شد و روز .

جایی ،شیطان نگران : تنهایی ما سوی حدا می رفت .

 

 

[ چهارشنبه 12 شهریور1393 ] [ 20:37 ] [ برنا ]

[ ]

[ شنبه 8 شهریور1393 ] [ 21:51 ] [ برنا ]

[ ]

حقیقت دارد تو را دوست دارم

                                               حقیقت دارد 
                                            تو را دوست دارم 
                                               در این باران 
                                            می‌خواستم تو 
                             در انتهای خیابان نشسته باشی 


                                            من عبور کنم 
                                              سلام کنم 
                                          لبخند تو را در باران 
                                            می‌خواستم 


                                             می‌خواهم 
                             تمام لغاتی را که می دانم برای تو 
                                            به دریا بریزم 
                                        دوباره متولد شوم 


                                         نامم را فراموش کنم 
                                        دوباره در اینه نگاه کنم 
                                             کلمات دیروز را 
                                              امروز نگویم 
                                      خانه را برای تو آماده کنم 
                                       برای تو یک چمدان بخرم 
                                     تو معنی سفر را از من بپرسی 

 

                                   لغات تازه را از دریا صید کنم 
                                     لغات را شستشو دهم 
                                           آنقدر بمیرم 
                                         تا زنده شوم

                                                      احمد رضا احمدی

 

[ چهارشنبه 5 شهریور1393 ] [ 18:53 ] [ برنا ]

[ ]

آشنایی با ده نظریه بزرگ جهان

آشنایی با ده نظریه بزرگ جهان

 

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

[ سه شنبه 4 شهریور1393 ] [ 19:7 ] [ برنا ]

[ ]

ﮐﺮﯾﺴﺘﯿﻦ ﺑﻮﺑﻦ

ﻟﺬﺗﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﯽ،
ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺑﺒﯿﻨﺪ
ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ !

ﮐﺮﯾﺴﺘﯿﻦ ﺑﻮﺑﻦ

[ سه شنبه 4 شهریور1393 ] [ 18:33 ] [ برنا ]

[ ]

کشف «مولکول اخلاق» در مغز

ارسالی از سرکار خانم نگار جودی

کشف «مولکول اخلاق» در مغز
دانشمندان موفق به کشف مواد شیمیایی موجود در مغز شدند که می‌توانند بر میزان بخشندگی یا مغرور بودن شخص اثر بگذارند.
در سال‌های اخیر، دانشمندان به دنبال شناسایی نقش اکسی‌توسین بوده‌اند که "مولکول اخلاق" نیز لقب گرفته است.
در یک آزمایش تحت عنوان بازی اولتیماتوم، به یکی از دو شخص حاضر در نمونه موردی 100 دلار داده شد و به وی گفته شد که باید این مبلغ را با شخص دیگر تقسیم کند. چنانچه شخص دوم از این تقسیم ناراضی باشد می‌تواند از پذیرش آن امتناع ورزد، اما پس از این امتناع پول غیب می‌شود و هیچ‌کدام از آن‌ها به آن نمی‌رسند.
پاول کاز، عصب‌شناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به همراه همکارانش صورت‌های مختلف این آزمایش را انجام دادند. در یکی از این آزمایشات اکسی‌توسین به شرکت‌کنندگان داده و مشخص شد که سهیم کردن دیگران توسط آن‌ها تا 80 درصد افزایش یافت.
این دانشمندان دریافتند که اکسی‌توسین که زمانی به عنوان هورمون ترشح‌شده طی تولد و شیرخوارگی شناخته شده بود، نقش مهمی در ارتقای رفتار اجتماعی ایفا می‌کند. این ماده همچنین به عنوان یک انتقال‌دهنده عصبی یا پیام‌رسان بین سلول‌های مغز عمل می‌کند.
به گفته زاک، اکسی‌توسین به ویژه همدردی را ارتقا می‌دهد و هنگامی که این ماه از شخصی منع می‌شود، وی در بروز رفتار خودخواهانه بیشتر از خود تمایل نشان می‌دهد.
به ادعای این دانشمند، هورمون تستوسترون از ترشح اکسی‌توسین ممانعت می‌کند و در آزمایشات صورت گرفته هنگامی که به مردان تستوسترون داده شد، آن‌ها طی انجام آزمایش، 27 درصد کمتر نسبت به دیگران بخشنده بودند.
با این حال علی رغم این اثر، گفته می‌شود هورمون مزبور در حفظ نظم اجتماعی کمک می‌کند و در واقع افراد با سطوح بالای این ماده تمایل دارند که اشخاص حریص و عاری از رفتار همکاری‌گونه را تنبیه کنند.
هم‌اکنون تحقیقات دیگری با موضوع کنکاش نقش اکسی‌توسین و اثرات پیچیده این پیام‌رسان شیمیایی که "داروی عشق" نیز نامیده می‌شود، در حال انجام هستند.

[ یکشنبه 2 شهریور1393 ] [ 23:8 ] [ برنا ]

[ ]

دانستنی های جالب در مورد کاربرد واژگان پارسی

 
آیا میدانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند را پارسی می‌دانند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، تمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش،فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور،هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.


آیا میدانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان پارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:
ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.


بسیاری از واژه‌های عربی در زبان پارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند:
رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.



آیا میدانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟
این واژه‌های پارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

- از عربی : پارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)،خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

- از روسی : استکان: این واژه در اصل همان "دوستگانی" پارسی است که در پارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان‌ ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌های پارسی آن را وام‌واژه‌ای روسی می‌دانند.

سارافون: این واژه در اصل "سراپا" ی پارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانهٔ روسی گفته می‌شود که بلند و بدون آستین است.

پیژامه: همان " پای‌جامه" پارسی است که اکنون در زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.


واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز پارسی است و بسیاری از پارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:
- کیوسک که از کوشک پارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.

- شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.

- کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.

- کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانی karawanserei نوشته می‌شود.

- پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.

- مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.

- شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.

- بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.

- لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

- خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.

- کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.

- ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.


برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز پارسی است، مانند:

- Roxane که از واژهٔ پارسی رخشان به معنی درخشنده است و در پارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

- Jasmine که از واژهٔ پارسی یاسمن و نام گلی است.

- Lila که از واژهٔ پارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

- Ava که از واژهٔ پارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

- واژه‌های پارسی موجود در زبان‌های عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.


آیا میدانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندهٔ خود "ن" نفی را به جای "م" نهی به کار می‌برند از دیدگاه دستور زبان پارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که می‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی می‌گویند:
نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می‌برند).
در پارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمی‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

آیا میدانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان پارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان ما شده است؟ به نمونه‌های زیر توجه کنید:

- هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملهٔ انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهٔ مسخره آمیز را برای هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه پارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

- چُسان فُسان: از واژهٔ روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

- زِ پرتی: واژهٔ روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

- شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

- فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.

- اسکناس: از واژهٔ روسی Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوی Assignat به معنی برگهٔ دارای ضمانت گرفته شده است.

- فکسنی: از واژهٔ روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

- لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشهٔ کم‌بها یا فاحشهٔ نظامی می‌گفتند: Lagerhure.

- نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

 

[ دوشنبه 27 مرداد1393 ] [ 23:31 ] [ برنا ]

[ ]

[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 23:22 ] [ برنا ]

[ ]

تقدیم به دانش آموزان علاقه مند به نجوم

 

سفر به منظومه شمسی

[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 23:13 ] [ برنا ]

[ ]

[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 22:46 ] [ برنا ]

[ ]

مریم میرزاخانی، تاریخ ساز شد زن ریاضیدان ایرانی، برنده عالی ترین جایزه ریاضی جهان شد

 مریم میرزاخانی، تاریخ ساز شد

زن ریاضیدان ایرانی، برنده عالی ترین جایزه ریاضی جهان شد

 

بانوی ایرانی برنده نوبل ریاضی: تصور امریکا از سیستم آموزشی ایران درست نیست/در مقطع راهنمایی نمرات ضعیفی در درس ریاضی می گرفتم/اصلا علاقه ای نداشتم که به این درس فکر کنم

 
وی در پایان گفت: فکر نمی کنم که همه باید ریاضی دان بشوند. اما معتقدم که بسیاری از دانشجویان زیاد روی ریاضیات فکر نمی کنند.
 
برای آشنایی با این دانشمند ایرانی حتما ادامه مطلب را  بخوانید

ادامه مطلب

[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 23:31 ] [ برنا ]

[ ]

عملكرد ماشين‌هاي مختلف با انيميشن‌هاي ساده

عملكرد ماشين‌هاي مختلف با انيميشن‌هاي ساده

موتورهايي كه در هواپيماهاي پروانه‌دار وجود دارد و باعث انتقال قدرت مي‌شود، مكانيسم اصلي آن به شكل زير است

ماشين بخار

ماشين بخار كه اوايل در لوكوموتيو استفاده ميشد كه بر پايه حركت متناوب استوار بود، به شكل زير است:

ماشين خياطي

مكانيسم صليبي

اين نوع مكانيسم براي به حركت درآوردن عقربه ثانيه شمار ساعت‌ استفاده مي‌شود

 

مكانيسم جعبه دنده دستي

اين نوع مكانيسم كه در  خودروها مورد استفاده قرار مي‌گيرد به شكل زير است

 

اين مكانيسم در خودروهاي ديفرانسيل حلو استفاده مي‌شود

 

سيستم ويرانگر قايق اژدر

اين مكانيسم براي از بين بردن ناوگان نيروي دريايي استفاه مي‌شود:

 

دوران موتور

هم چنين اين موتوركه به نام موتور «وانكل» (wankel) معروف است، يك نوع موتور احتراق داخلي است و داراي طراحي منحصر به فردي مي باشد كه باعث تبديل فشار به حركت چرخشي رفت و برگشتي مي شود.

[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 22:18 ] [ برنا ]

[ ]

به خاطر میخی، نعلی افتاد

به خاطر میخی، نعلی افتاد 

به خاطر نعلی، اسبی افتاد 

به خاطر اسبی، سواری افتاد 

به خاطر سواری، جنگی شکست خورد 

به خاطر شکستی، مملکتی نابود شد 

و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود

فراموش نکنیم که:
تک تک کارهای ما در سرنوشت نوع بشر تاثیر گذار خواهد بود

[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 22:8 ] [ برنا ]

[ ]

محلول هزار چهره

 

محلول هزار چهره  

در این آزمایش شما محلولی را درست می کنید که بدون آن که موادی در آن بریزید خود به خود

و پشت سرهم تغییر رنگ می دهد. در درون یک ارلن مقداری آب بریزید و درون آن حدود دو

قاشق معمولی شکر و نصف قاشق هم سود (NaOH) بریزید. سپس با افزودن چند قطره

پتاسیم پرمنگنات (KMnO4) می بینید که محلول شما ابتدا ارغوانی می شود و سپس به

ترتیب آبی، سبز، زرد و نارنجی می شود. انجام بدبد خیلی جالبه!

 

[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 19:1 ] [ برنا ]

[ ]

یادو خاطره شهید دکتر چمران گرامی باد

یادو خاطره شهید دکتر چمران گرامی باد

درود وسلام بر روح بزرگ او 

جملات زیبا گیله مرد

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران

قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش.

 

مشکلات انسان های بزرگ را متعالی می سازد ؛

و انسان های کوچک را متلاشی ...

[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 18:52 ] [ برنا ]

[ ]

روش کار با کولیس وریز سنج

یادگیری خواندن وکار با کولیس وریز سنج برای دانش آموزان سال دوم دبیرستان 

دوستان در  پست های قبلی انمیشن کولیس وریز سنج موجود است  . این پست به درخواست مجدد شماست .

 

روش کار با کولیس :

کولیس از ترکیب یک خط کش مدرج و یک ورنیه متحرک درست شده است. خط کش ورنیه دارای دو شاخک است شاخک‌های کوچک برای اندازه

گیری قطر داخلی و شاخک‌های بزرگ برای اندازه گیری قطر خارجی اجسام بکار می‌رود.

خط کش برحسب میلیمتر مدرج شده ورنیه دارای درجه بندی کوچکی است که اغلب شامل ۱۰ قسمت بوده و هر کدام یک دهم میلیمتر است .

و اگر بیست قسمت بود هر قسمت آن پنج صدم میلیمتر است .

ابتدا جسم مورد نظر ( قطر خارجی یا طول و قطر داخلی) در بین شاخک‌های ثابت و متحرک طوری قرار میدهیم که بترتیب هر کدام ازدو شاخک (بالایی یا پایینی )با بدنه جسم تماس داشته باشند. سپس

عددی که صفر ورنیه در مقابل آن قرار دارد و یا از آن گذشته است را مطابق شکل زیر ۲۱میلیمتر و سپس از روی ورنیه درجات از درجات ورنیه را پیدا می‌کننیم که درست در برابر یکی از درجات خط کش قرار گرفته باشند مثل شکل زیر ۰/۶میلیمتر که میتوانیم حالا بگوییم اندازه قطر خارجی ۲۱/۶ میلی متر است   

colis

ریز سنج :

 ضخامت ورقه‌های نازک و سیم‌های نازک را با اسبابی به نام ریز سنج اندازه می‌گیرند، این اسباب از ترکیب یک پیچ و یک مهره مدرج ساخته شده است. در این وسیله ، مهره استوانه‌ای است تو خالی که سطح خارجی آن مدرج شده است. این استوانه به کمانی متصل است در انتهای دیگر کمان زایده‌ای وجود دارد که به آن سندان می‌گویند.

هر گاه استوانه متحرک به ۵۰ قسمت تقسیم شده باشد هر قسمت معادل یک صدم میلی متر است ، با چرخاندن استوانه متحرک به اندازه دو دور کامل، دهانه یک میلی متر جابجا می و در نتیجه ۱۰۰ قسمت از استوانه متحرک معادل ۱ میلی متر از استوانه ثابت (خط کش ثابت)    می باشد و لذا دقت دستگاه یک صدم میلی متر می باشد.

روش کار :

جسم را بین زبانه و سندان قرار می دهیم و پیچ را آنقدر می چرخانیم برای این از پیچ هرز گرد استفاده می شود که با شنیدن صدا چرخاندن را متوقف می کنیم . برای خواندن مقدار، تعداد میلی متر ها را می توان از روی استوانه ( مهره ) ثابت خوانده و با کسری از میلی متر که بر روی استوانه متحرک (کلاهک پیچ ) خوانده می شود جمع کرده و اندازه جسم مورد نظر را اندازه گیری نمود . mic

[ سه شنبه 21 مرداد1393 ] [ 19:45 ] [ برنا ]

[ ]

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تقدیم به تو .........my dear one

 

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

 تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

 قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

 گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

 گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

 آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

 من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

 من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...

 

[ یکشنبه 19 مرداد1393 ] [ 23:2 ] [ برنا ]

[ ]

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم. 


من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم. 

......................

 

[ شنبه 18 مرداد1393 ] [ 19:47 ] [ برنا ]

[ ]

از غزه صدای العطش می آید/

 

از غزه صدای العطش می آید/

یاران حسین (ع) را خبر باید کرد/

این خاک ز سنگ های سجیل پر است/

خون در دلمان به وسعت نیل پر است.

 

روزی که جهان پر از کبوتر می شد

 

از خون غروب ،شب معطر می شد

 

باران باران گلوله می افتاد و ...

 

جنگل جنگل شکوفه پرپر می شد

 

 

 

باران بهار، رنگی از خون دارد

 

این خاک چقدر مرد مجنون دارد

 

یک روز مترسک به زمین خواهد خورد

 

در مزرعه ای که بوی زیتون دارد

 

 

 

دور از همه‌ی دورنگی و حاشیه ها

 

برهم زده شد تمامی فرضیه ها

 

غزه یکباره بوی پرواز گرفت

 

تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها

 

 

 

این خاک ز سنگ‌های سجیل پراست

 

خون در دلمان به وسعت نیل پراست

 

با لشکر ابرهه اگر حمله کنند

 

باریکه‌ی غزه از ابابیل پراست

 

 

 

امسال محرمی دگر شد برپا

 

جاری شده است نغمه ی واویلا

 

بایست که مقتلی دگر بنویسند

 

غزه‌ست کنون آینه ی کرب و بلا

 

[ سه شنبه 14 مرداد1393 ] [ 23:22 ] [ برنا ]

[ ]